الفيض الكاشاني
274
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
از شيطان رها شود ، در حالى كه شيطان او را رها نمىسازد . بلكه در اين حال به او مىگويد : مردم مىگويند : عمل را ترك كردى تا بگويند : شخص مخلصى هستى و شهرت طلب نيستى و با اين سخنان تو را مجبور به فرار مىكند ؛ پس اگر بگريزى و داخل گودالى در زير زمين شوى شيرينى آگاهى مردم را از زهدت و فرارت از مردم و احترام قلبى آنها به تو را در دلت مىافكند . پس چگونه از شيطان رها مىشوى بلكه نجاتى از شيطان نيست ، مگر اين كه شناخت آفت ريا را از دلت جدا نكنى و بدانى كه در آن ضرر آخرت است و نفع دنيوى ندارد ، تا قلبت همواره از ريا كراهت داشته باشد و از آن امتناع ورزد و با اين حال عمل را ادامه دهى و اهميّت ندهى ، اگر چه دشمن بر حسب طبيعت خود تحريك كند ، چرا كه اين تحريك قطع نمىشود و ترك كردن عمل به خاطر آن آدمى را به بطالت و ترك كارهاى خير مىكشاند . پس تا زمانى كه انگيزهء دينى بر عمل دارى عمل را ترك نكن و با ريايى كه به دل مىگذرد به مبارزه برخيز و دلت را به شرم داشتن از خدا ملزم ساز هرگاه نفست تو را فرا بخواند كه ستايش خدا را با ستايش مخلوق عوض كنى در حالى كه خدا از قلبت آگاه است ، و اگر مردم از دلت آگاه باشند كه قصد ستايش آنها را دارى نسبت به تو خشمگين خواهند شد ، بلكه اگر بتوانى به منظور شرم داشتن از خدا و كيفر كردن نفست بر عمل خود بيفزايى چنان كن ، و اگر شيطان به تو بگويد : تو رياكارى بدان كه دروغگوست چون قلبت با ناخوشايندى ريا و امتناع از آن و بيم از ريا و شرمت از خدا برخورد كرده است . و اگر در قلبت ناخوشايندى از ريا و بيم از آن را نيافتى و انگيزهء دينى هم باقى نمانده بلكه فقط انگيزهء ريا موجود است پس در آن وقت عمل را ترك كن ، و اين كار بعيد به نظر مىرسد . پس هر كس كار را براى خدا شروع مىكند ناگزير است بر اصل قصد ثواب باقى بماند . اگر بگويى : از گروهى نقل شده كه عمل عبادى را از بيم مشهور شدن ترك كردهاند . مىگوييم : اين سخن با موارد بىشمارى كه دربارهء اظهار و عبادتها وارد شده